





محله ی من

به گزارش خبرنگار راديو تلويزيون فارس، «محله من» چندي پيش در خيابانهاي اطراف اختياريه جلوي دوربين رضا شيخي رفت. اين فيلم بر اساس طرحي از كيان بابائيان كه پيش از تهيه فيلم «مادر مادر»را برعهده دارد و كارگرداني اين فيلم بر عهده محسن ربيعي است.تاكنون بيش از 50 درصد فيلمبرداي اين كار به پايان رسيده است. گروه در حال حاضردر لوكشيني واقع در كاخ سعدآباد مشغول تصويربرداري هستند.
عوامل اين پروژه عبارتند از:
كارگردان: محسن ربيعي،
دستيار اول برنامهريزي:علي هاشمي، دستيار دوم
كارگردان: سحر نهري،
منشي صحنه: عهديه مجيدي،
صدابردار: سليم احمدي،
دستيار صدا: ميثم كيا، تصويربردار: رضا شيخي،
دستياران تصوير: يونس سبزي، احمد گودرزي، حسين نوشآذر، علي عمادي،
گريم: مهكامه طريحي
تهيه كننده:كيان بابائيان، مدير توليد: مسعودنيكنام،
جانشين توليد: مهدي قاليخاني،
طراح صحنه و لباس:آبتين برقي ،
دستياران صحنه ولباس:افسانه صرفهجو، مهيارجاويدي،
مدير تداركات: اسماعيل كردي،
تدوين و صداگذاري:يحيي فروغي. امور
هماهنگي وتوليد:حامد سبحاني،محصول موسسه فرهنگي هنري شكوفا فيلم.
داستان«محله من»در مورد چند نوجوان است كه بيكاري آنها باعث ميشود برايمردم ايجاد مزاحمت كنند و اهالي محل براي رفع این مشکل خود دست به كارميشوند. محسن افشاني، شهنام شهابي ،مهدي ساكي، كيميا بابائيان، فرزانه نيكنام،عبدالله موقري، و كامران تفتي با هنرمندي عنايت بخشي پوراندخت مهيمن و كاظم افرندنيا در «محله من»بازي ميكنند.


محسن ربيعي به خبرنگار باشگاه خبرنگاران گفت: اين فيلم در ژانر پليسي روايتگر يک گروه خلافکار است که درگير ماجراهايي در کار و زندگيشان مي شوند.
وي خود فيلمنامه ي اين فيلم را نوشته افزود: محسن افشاني، شهنام شهابي،مهدي ساکي، کيميا بابائيان، فرزانه نيک نام، کامران تفتي، عنايت بخشي، کاظم افرندنيا و پوراندخت مهيمن از بازيگران فيلم تلويزيوني محله ي من هستند.وي تصریح کرد: اين فيلم در دفتر شکوفا فيلم به سفارش ناجي هنر ساختهمي شود و يحيي فروغي نيز همزمان با تصويربرداري، تدوين را آغاز نموده است.ربيعي گفت: علي هاشمي دستيار کارگردان و برنامه ريز، رضا شيخي مديرتصويربرداري، سليم احمدي: صدابرداري و مسعود نيکنام نيز مديريت توليد فيلم تلويزيوني محله ي من را برعهده داشته اند.
با تشکر از فرزانه عزیز
به خدا شرمنده ایم از همتون معذرت میخوایم چون خیلی گرفتار بودیم برای همین نتونستیم بیایم تو وب ولی بهتون قول میدیم از این به بعد زودتر بیایم دوستان![]()
به هر حال شرمنده فقط نظر بدید چون این جوری اگر قرار باشه ما فقط پست بذاریم و شما نظر ندید نمیشه چون اون وقت زحمت ما حروم میشه پس منتظر نظرات هستیم
اینم کار سیاوش:
نفوذی" داستانی درباره اسیران ایرانی است که سالها پس از جنگ و دوران اسارت با مشکلات و مسائلی در جامعه روبرو هستند. فیلمبرداری این فیلم در تهران و پرندک انجام شده است.
مشید هاشمپور، نسرین مقانلو، قاسم زارع، رامین راستاد و هوشنگ توکلی بازیگران "نفوذی" هستند و فیلمنامه را داود امیریان نوشته است. پیش از این قرار بود شورجه "نفوذی" را کارگردانی کند، اما از این کار انصراف داد و به عنوان تهیهکننده و مشاور با این پروژه همکاری کرد.
سایر عوامل این پروژه عبارتند از فیلمبردار: حسن پویا، صدابردار: جهانگیر میرشکاری، چهرهپردازی: بابک شعاعی، طراح صحنه و لباس: فرامرز بادرامپور، بازنویسی فیلمنامه: کاوری. شورجه که پس از "وعده دیدار" فیلمی کارگردانی نکرده، مشاور کارگردان مجموعه تلویزیونی "یوسف پیامبر" بوده است.
گروه هنر: تدوين فيلم سينمايی «نفوذی» توسط حسن ايوبی تا يك ماه آينده به پايان میرسد.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) به نقل از سايت خبری سيما فيلم، اين در حالی است كه فيلمبرداری اين فيلم اسفندماه گذشته خاتمه يافته و پيش از اين قرار بود جمال شورجه كارگردانی و تهيه كنندگی آن را به عهده بگيرد ولی به دليل پارهای تغييرات، با كارگردانی مشترك احمد كاوری و احمد فيوضی، شورجه تنها به عنوان تهيهكننده با اين پروژه همكاری كرد.
شورجه در توضيح اين مطلب گفت: پروانه كار به نام من صادر شده بود اما با تاخير در شروع كار، ساخت فيلم ديگری را آغاز كردم. در نهايت با هماهنگی وزارت ارشاد و برای متوقف نشدن كار و جلوگيری از اتلاف هزينهها، كارگردانی اين فيلم به دو كارگردان بالقوه (احمد كاوری و احمد فيوضی) واگذار شد.
وی ادامه داد: اين موقعيت، امكان فعاليت اين دو كارگردان جوان را فراهم آورد. به طوری كه خود من هم بر كار آنها نظارت داشتم.
لازم به توضيح است كه فيلمبرداری «نفوذی» از آبانماه سال گذشته شروع شده است و لوكيشنهای متنوعی در تهران و پرندك را پشت سر گذاشته است.
داستان فيلم درباره اسيری است كه بعد از بيست سال اسارت و دوری از خانواده به وطن برمیگردد،اما وقتی به ايران میرسد دستگير و زندانی میشود و ...
امير جعفری، جمشيد هاشمپور، نسرين مقانلو، محمد كاسبی، قاسم زارع، هوشنگ توكلی، مهران رجبی، رامين راستاد، عليرام بورايی، امير دلاوری، سياوش خيرابی، غلامحسين تفعيری، اميرغفارمنش و نزار سامرايی در اين فيلم نقشآفرينی میكنند.
از ديگر عوامل فيلم میتوان از داوود اميريان به عنوان نويسنده، سعيد سهيلی مشاور كارگردان، كامبيز دارابی دستيار يك كارگردان و برنامه ريز، حسن پويا مديرفيلمبرداری، اردشير ايران نژاد مدير توليد، فرامرز بادرامپور طراح صحنه و بابك شعاعی طراح گريم نام برد.
گفتنی است، سرمايهگذاری «نفوذی» را سيما فيلم، بنياد سينمايی فارابی و محراب فيلم به طور مشترك انجام دادهاند.
امیدوارم خوشتون بیاد.منتظر نظراتون هستیم
جواني، يك پديده درخشان و يك فصل بيبديل و بينظير از زندگي هر انساني است. در هر كشوري كه به مسئله جوان و جوانان، آنچنان كه حق اين مطلب است، درست رسيدگي شود، آن كشور در راه پيشرفت، موفقيتهاي بزرگي به دست خواهد آورد. اگر كشوري مثل كشور ما باشد كه در آن جمعيت جوان، يك جمعيت غالب و بزرگ و يك نسبت عظيم از جمعيت كل كشور را تشكيل ميدهد، اين قضيه اهميت بيشتري پيدا ميكند.
جوان ايراني، جواني است مومن، پاكدامن، پاك گوهر، داراي زمينههاي ديني بسيار زياد و مايل به جنبههاي معنوي. البته توقعي كه از يك جوان داريم، با توقع از يك آدم مسن و جاافتاده به كلي متفاوت است. جوانان ايراني – چه دخترانش، چه پسرانش – هم از لحاظ امكانات روحي، معنوي، ذهني و هم از لحاظ امكانات ايماني در حد بسيار خوبي هستند و اين امر، مسئوليت بزرگي را بر دوش مسئولان ميگذارد.
حضور و نقشآفريني جوانان موفق ايراني در عرصههاي علمي، دانشگاهي، هنري، ورزشي و مذهبي نشان از صحيح بودن حسن اعتماد كشور به جوانان است. سرمايههاي ملي ايران اسلامي در دستان مديران و آيندهسازاني است كه با نشاط و اميد به آينده ميخواهند ثابت كنند شايستگي پيشرفت را داشته و ميتوانند در جهان بهترين باشند.

وقتي در خانوادهاي متولد ميشوي كه همه به دنبال يك حرفه رفتهاند، آن هم حرفهاي كه شغل خانوادگي محسوب ميشود و نكته مهمش هم اينجاست كه در اين حرفه موفق عمل ميكنند، انگار ديگر راهي جز انتخاب آن شغل براي تو وجود نخواهد داشت. اما كمي كه بزرگتر ميشوي تازه حسي درونت رشد ميكند كه دقيقا نميفهمي كدام طرف دوربين را نشانه رفته است. اينجا ترديد ميكني! آيا اين حس هماني است كه دو برادر بزرگتر را برخلاف رشته تحصيلي متفاوت به دنبال حرفه پدري فرستاد؟! آيا آنها درست انتخاب كردند؟! پشت دوربين؟ ثبت لحظات! اما پسرك خانواده خيرابي با حفظ علاقهاش به دوربين كه به قول خودش با دوربين بزرگ شده بود؛ ترجيح داد خود سوژهاي شود كه در لحظات ثبت شود. او جلوي دوربين رفتن را برگزيد تا سوژه نابي باشد براي دو برادر بزرگش كه پشت دوربين را انتخاب كرده بودند. هر چند آنها هم به مانند سياوش بازيگري را دوست دارند اما نه به آن اندازه كه بخواهند ريسك كنند. آنها ترجيحا آينده تضمين شده را كه پدر برايشان رقم زده بود پذيرفتند.
سياوش به كلاس بازيگري رفت و برخلاف تصور، اين انتخاب تشويق خانواده به خصوص پدر را به همراه داشت. از اين رو توانست خيلي زود استعدادش در اين زمينه را به منصه ظهور برساند.
اورنگ و آرش دو برادر بزرگتر سياوش كه پيش از شهرت برادر از عكاسان خوب و برتر منطقهشان به حساب ميآمدند تاثير اين شهرت را در كارشان انكار نميكنند و اذعان ميكنند كه آنها نيز همانند پدر، از مشوقان اصلي سياوش در زمينه بازيگري به حساب ميآيند و از اين بابت كه او توانسته حرفه ديگري را انتخاب كند و مهمتر آنكه در آن حرفه موفق باشد، بسيار خوشحال هستند.پس بيراه نگفتهايم كه هنر در ذات خانواده خيرابي است چه پشت دوربين و ثبت لحظات و چه در به تصوير كشيدن لحظات در مقابل دوربين. با اين سه برادر به گفتگو نشستيم....

وسوسه سينما
اورنگ: من كه از همان اول عكاسي را خيلي دوست داشتم، الان هم ذرهاي از اين علاقه كم نشده. هر چند جذابيت و شيريني سينما و مقوله بازيگري هم در من همچون ديگران اثرگذار بوده و هست اما اين علاقه تنها به صورت بالقوه درونم وجود دارد كه هيچگاه براي به فعل رسيدنش تلاش نكردم.
آرش: من هم مثل اورنگ و هر علاقهمند ديگري فقط فيلم ديدن رو دوست داشتم، اما هيچ وقت در خودم اين استعداد را نميديدم كه بتوانم بازي كنم، براي همين اصلا به بازيگر شدن فكر نكردم. سياوش بازيگر شد بس بود ديگه... اين حس و علاقه اگر درون اورنگ بالقوه است در من كم قوه باقي مانده است!
تاثير ترانه مادري سياوش در كار اورنگ و آرش
آرش: خيلي تاثير داشت.
اورنگ: براي من هم تاثير داشت، بالاخره وقتي مشتريها متوجه فاميلي ما ميشوند مشتاق ميشوند تا بهتر و بيشتر بدانند.
آرش:آتليههاي من و اورنگ خصوصي است، و تاثير شهرت سياوش كمتر از آتليه پدر احساس شد. عكاسي پدرم در خيابان گيشاست، به هر حال جايي است كه تابلو داشت و شناخته شده بود. ما هم كه مشتريهاي خودمان را داشتيم اما پس از شهرت سياوش وقتي ميآيند و عكسهاي او را ميبينند تشويق ميشوند كه بيشتر بيايند يا اينكه ما را به ديگران معرفي ميكند.
اورنگ: دقيقا... مثلا مراجعهكننده به چهار نفر ديگر ميگويد كه رفتم آتليه برادر سياوش خيرابي عكس گرفتم. اين موضوع براي آن چهار نفر هم جالب ميشود كه بروند پيش برادر سياوش خيرابي عكس بگيرند! البته داخل پرانتز بايد بگويم كار هر سه ما آنقدر خوب هست كه نيازي به اين چيزها نيست!
آرش: كلا تعريف از خودمون نباشه فوقالعادهايم و ما ميتوانيم بهترين باشيم!
آنها در مورد جوان ايراني بر اين عقيدهاند كه جوان ايراني از استعداد بالايي برخوردار است و اگر امكانات در اختيارش باشد، ميتواند نشدنيها را به شدنيها تبديل كند. چه كسي فكر ميكرد، ايران به فناوري هستهاي برسد يا ماهواره ملي اميد را به آسمان بفرستد، جوان ايراني ميتواند، اگر بخواهد...

شهرت بازيگري
اورنگ: سياوش براي بازيگر شدن خيلي تلاش كرد و زحمت كشيد، ما كه كلاس رفتنهايش را ديدهايم و علاقه زيادش به اين حرفه را ميدانيم زماني كه به شهرت رسيد، موضوع خيلي براي ما جالب بود، اما ميدانستيم پشت اين شهرت، سياوش چقدر سختي كشيده. باز با تمام اين تفاسير من هنوز بيشتر از بازيگري علاقهمند حرفه خودم بودم. عكاسي يعني باز پشت دوربين بودن را ترجيح ميدادم.
پدر شكايتي نكرد
سياوش: پدرم از اينكه دو برادرم حرفهاش را دنبال ميكنند خوشحال است به اين دليل كه در كارشان موفق هستند اما انتخاب حرفه ديگر از طرف من، نه تنها او را ناراحت نكرد بلكه او خوشحال بود از اينكه بالاخره از خانواده ما يك نفر سراغ يك كار ديگر رفت.
نتوانستم تحصيلاتم را ادامه دهم
سياوش: قرار بود امسال ادامه تحصيل دهم و براي دوره كارشناسي در كنكور شركت كنم، اما به دليل حجم كارهايم نتوانستم امسال به اين مهم برسم و هنوز داراي مدرك كارداني هستم. سال 87 غير از سريال ترانه مادري در سه تلهفيلم لوتكا، پسرها سرباز به دنيا نميآيند، مرد مجهول و نيز فيلم سينمايي زير هشت ايفاي نقش كردم.
مگر سينما مافيا دارد؟!
سياوش: هنوز با اين دو كار سينمايي كه انجام دادم، مافيايي نديدم اما شنيدم كه ميگويند سينما مافيا دارد و... اما خدا را شكر تا به حال درگيري پيدا نكردم.
شباهت نقشها به بهرام
سياوش: اكثر نقشهايي كه به من پيشنهاد ميشود شباهت خيلي زيادي به بهرام ترانه مادري دارد. پسر امروزي كه به مهماني ميرود، اكس ميخورد و از بين پيشنهادها تنها چند تله فيلم و در يك فيلم سينمايي نقشي متفاوت داشت كه پذيرفتم و بازي كردم. «زير هشت» يا «نفوذي» نام فيلم سينمايي است به كارگرداني «محمد خاوري» كه به تازگي تصويربردارياش به اتمام رسيد، كار در سكوت خبري پيش رفت در آن فيلم با خانم نسرين مقانلو و آقايان جمشيد هاشمپور، امير جعفري و رامين راستاد همبازي بودم و در آن نقش يك پسر مذهبي را ايفا ميكنم كه دانشجوي پزشكي بوده و در شرف ازدواج است و به دليل بروز برخي مشكلات، عروسياش به هم ميخورد و از اينجا داستان فيلم آغاز ميشود.
ادامه مرد مجهول
سياوش: مثل اينكه قرار نيست تله فيلم «مرد مجهول» روي آنتن برود، پيشتر گفته ميشد كه در جشنواره پليس پخش خواهد شد كه گويا اين قضيه هم لغو شد، راستش را بخواهيد سر اين كار در حساب و كتاب خيلي اذيت شدم.
دنبال كار سينمايي نيستم
سياوش: دو، سه تله فيلم پيشنهاد شده كه ترجيح دادم فعلا دست نگه دارم. فقط دنبال كار سينمايي نيستم، اما ميخواهم كمي گزيدهتر انتخاب و بهتر كار كنم. نبايد زياد هول شوم. تله فيلمهاي لوتكا و پسرها سرباز به دنيا ميآيند ، قرار است عيد نوروز روي آنتن برود.
سرمايهگذاري روي يك كار ديگر
سياوش: ميخواهم چند جا سرمايهگذاري كنم... البته غير از بازيگري و حتي عكاسي! قصد دارم يك مغازه افتتاح كنم در زمينه پوشاك كه انشاءا... بعد از عيد به نتيجه خواهد رسيد.
از دل نرود هر آنكه از ديده رود!
سياوش: شايد باور نكنيد احساس ميكنم هر چه بيشتر از پخش ترانه مادري ميگذرد مردم بيشتر و راحتتر مرا ميشناسند، حتي بهتر از گذشته و زمان پخش سريال.
پيشتر وقتي مرا ميديدند لحظاتي مكث ميكردند و ترديد داشتند كه من همان بهرام هستم يا نه، اما حالا حتي با عينك آفتابي هم سريع مرا ميشناسند و عكسالعمل نشان ميدهند.
جريان آن SMS معروف
سياوش: شهرت، مقوله جذابي است كه البته دردسرهايي هم به همراه دارد، مثل مزاحمت تلفني كه براي من هم كم نيست، پيامكي هم كه در خصوص به كما رفتنم بود، يكي از دردسرهاي شهرت است، حتي براي خانوادهام هم پيام تسليت فرستادند. من در دفتر آقاي سهيليزاده بودم كه اين خبر را شنيدم.
اورنگ: همين كه بعضيها سعي ميكنند و خودشان را به زحمت مياندازند تا برايت مشكل درست كنند، نشان ميدهد كه تو آدم مهمي شدي. آرش: تبليغات منفي است ديگه... خود شايعه وسيله تبليغ به حساب ميآيد.
چرا عكاسي؟
اورنگ: خيليها از ما ميپرسند چرا شما سه نفر يعني من و پدرم و آرش عكاس شديم و رفتيم سراغ يك حرفه. اولين دليل اين اتفاق علاقهاي بود كه ما به اين حرفه داشتيم، دومين دليل هم اين بود كه از بچگي با دوربين بزرگ شديم و با توجه به رشته تحصيليمان كه هيچ كدام ربطي به اين كار نداشت، اما هر دوي ما را جذب حرفه پدر كرد. اما دليل مهمتر ديگري هم وجود داشت و آن اينكه زمينهاش براي ما مهيا بود، يعني اگر قرار بود هر كدام از ما در همان رشته تحصيلي خود فعاليت ميكرديم قطعا نميتوانستيم از همان اول كار موفق باشيم يا به همين اندازه درآمد كسب كنيم... قبل از اينكه من و آرش هر كدام جداگانه آتليه بزنيم با هم كار ميكرديم و هر يك هم مشتري مخصوص به خود را داشتيم.
آرش: براي من هم همين اتفاق افتاد... البته نبايد عرق خانوادگي را فراموش كنيد. ما آدمهاي متعصبي نسبت به عكاسي و شغل پدري خود هستيم.
از همان ابتدا كه سياوش تصميم گرفت به سراغ بازيگري يعني حرفه ديگري جز عكاسي برود همه تشويقش كرديم. البته نه اينكه فكر كنيد هر روز صبح بلند ميشديم و برايش دست ميزديم و بدرقهاش ميكرديم تا برود كلاس بازيگري... تشويق به اين معني كه موافق حضورش در دنيايي ديگر به جز عكاسي بوديم...
با تشکر از بیتا جونآتليه عكاسي پدر اين سه برادر واقع در خيابان گيشاي تهران به نام عكاسي پاسارگاد است
(88266549)، اورنگ در شهرك غرب آتليه عكاسي دارد (88364788) و آرش هم در
سعادتآباد، عكاسي نايت را اداره ميكند (3-22090382)

یه سوپرایز

حالا تولد تولد تولدت مبارک با یک روز تاخیر ببخشید
بزن به افتخارش کف برو تو کارش
بذار مهمونا بیاند تو








حلا کیک تولد بیار ید بیار بیار کیک بیار

واووووووووووووووو
به به به
حلا کادو بیا





حالا با دکنک ها را واییییییییییییی



مبارک مبارک مبارک تولدت



تقدیم تو

برات می نویسم ............



بهت می گم تولدت مبارک با این وجود که تا به حال نزدیکتر از ۱ متری منتهی از تلویزیون بیشتر ندیدمت منم از اون دخترا نیستم که زیاد بخوام
ولی می گم تولدت مبارک در همین حد فعلا




با تشکر از دوستان
امینه
فاطی نگار جون
سحر
سیمین
مژگان جون وبلاگ
و
مای پردیس
و بقیه کسانی که ما را همراهی کردند
با نظراتتون ما را مفتخر کنید
با تشکر
ساناز کیان



امیدوارم هرچی که خوشتون اومد نظر بدید![]()









